یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت هایت که سرشار از حرف ها می باشد!!!
نگاه کن به اطرافت به کسانی که می دانی دوستت دارند…
به وجود آدمهایی که برایت اهمیت دارند…
و به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت….
زندگی مثل یک کتاب استبعضی فصل هایش غمگینه و بعضی شاد….اما اگر این کتاب را هیچ وقت ورق نزنی هرگزنمی فهمی که فصل بعدی چگونه است….
در بعضی طوفان های زندگی یاد می گیری که نباید توقع داشته باشی مگر از خودت !!!
متوجه می شوی بعضی ها را هر چند نزدیک اما نباید باور کرد!!!
می فهمی بعضی ها هرچند آشنا هستند اما نمی توان آنها را شناخت و نا آشنا می مانند و این ها اصلا تلخ نیست، شکست هم نیست بلکه آگاه شدن است و ممکن است در حین این آگاه شدن رنج های زیادی تحمل کنی…
این آگاه شدن و تحمل رنج دردناک است اما هرگز تلخ نیست!!!
گاهی یک جای دنج انتخاب کن و گاهی هم یک جای شلوغ، تلاش کن با هر شرایطی آرامش را در هر دو جا پیدا کنی ،هم در کنار شلوغی آدم ها و هم در کنار پنجره تنهایی ها!!!